أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
69
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
حسين بيكلله و خليفة الخلفا كه در آن وقت به خادم بيك اشتهار داشت و دده « 1 » بيگ توقّف در قلمرو چنين كجروى كه خاك ادبار در ديدهء اعتبار انباشته و رعايت صلهء رحم را بالكلّ ناروا داشته واضحهء « من لا يرحم النّاس لا يرحمه اللّه » « 2 » را نابود انگاشته باشد مطلقا مصلحت نديدند و فرار بر قرار اختيار كرده در ظلّ رايت عالىهدايت شاهى عزيمت لاهيجان « 3 » نمودند . و چون عاليجاه سلطنتپناه در درج سيادت و پادشاهى ، درّى برج سعادت و دينپناهى ما صدق مضمون : بيت [ 85 ] هم سيادت در نسب هم پادشاهى در حسب * كو سليمان تا در انگشتش كند انگشترى معزّ الايالة و السيادة و الدين اميرزا على حاكم لاهيجان بر توجّه حضرت شاه اطلاع يافته به قدوم استقبال پيش شتافته به عزّ تلاقى آن حضرت مشرّف مىگردد و آن حضرت را در بهترين مواضع آن ديار منزل اختيار مىفرمايد و روزبهروز در شرايط تعظيم و لوازم مراقبت و تكريم خادمان آن آستان مىافزايد « 4 » ، و آن حضرت با اتباع قريب مدّت شش سال در مرافقت آن پادشاه بىمثال به خوبتر حالى احوال مىگذراند تا آنكه چنانچه در اوّل دفتر ثانى فتوحات شاهى كه ملاحق اين اوراق است ، سمت گزارش خواهد يافت . و چون به حسب ارادهء ملك غفور محل خروج و ظهور آن حضرت شد بر نهجى كه مذكور خواهد شد از لاهيجان بيرون آمده فتح ممالك عالم را از پيش برد و نام بدكيش بدانديش را از صفحهء عالم به تيغ آبدار سترد . بر ضماير اصحاب بصاير مخفى نماند كه ، مقصود اصلى از ترتيب اين دفتر سلسلهء نسب شاه عالىگهر بود و بر ترتيبى كه اسماى اجداد و آباى آن حضرت مرقوم شد تا آدم برين نهج است شاه اسمعيل بن سلطان حيدر بن شيخ جنيد بن شيخ ابراهيم بن شيخ خواجه على بن شيخ صدر الدين موسى بن شيخ صفى الدين اسحق بن امين الدين جبرئيل
--> ( 1 ) . و : ده ده . ( 2 ) . ترجمه : « آنكه به مردم رحم نكند خداوند به او رحم نمىكند » . ( 3 ) . لاهيجان : از شهرهاى شمال ايران در استان گيلان در 40 كيلومترى شهر رشت قرار دارد . ( 4 ) . تاريخ خانى ، ص 103 : « از راه طوالش و حدود كسكر ، به آوازهء ديندارى و بزرگى و رحيمدلى و مردمى حضرت ميرزا على مستظهر بوده ، سايهء مكرمت ايشان را نشيمن قرار و منزلگه استراحت دانستند » .